تلویزیون (شبکه تلویزیونی) چیست ؟ قسمت چهارم-پایانی

۱۵ تیر ۱۳۹۸

معروف کردن افراد و استفاده تبلیغاتی از اون افراد :
گاهی وقت ها ناگهان یک چهره جدید وارد رسانه ها میشه بدون این که مشخص بشه این شخص دقیقاً کیه و کار و هنرش چیه. کم کم در خبر ها در مورد اون فرد صحبت میکنن تا زمانی که همه مردم یک منطقه اون شخص رو بشناسن. گاهی با حظورش در امور خیریه، گاهی با عکس گرفتن کنار افراد شناخته شده و یا سلبریتی ها، گاهی انجام یک عملیات نمایشی، گاهی با یک چالش در شبکه های اجتماعی یا کلی راه دیگه خودش رو به مردم نشون میده و ذهن مردم با این دیدن این فرد کنجکاو میشه. کم کم دنبال کردن زندگی روزمره این آدم بی هنر تبدیل به سرگرمی مردم میشه و اینطوری از یک فرد کاملاً بی هنر، یک چهره و شخصیت معروف میسازن که در انواع تبلیغات ازش استفاده میکنن. از تبلیغ کالاهای بی کیفیت یا متوسط گرفته تا خیلی مهم تر از اون تبلیغ برای جناه های سیاسی که روی سرنوشت مردم تأثیر گذار هستش. این افراد خیلی به حاشیه و حاشیه سازی علاقه دارن و سعی میکنن همیشه خودشون رو به نمایش بزارن تا همیشه در صدر اخبار قرار بگیرن.
اینجاس میبینیم دانشمندان بزرگ و یا موزیسین های معتبر و بی حاشیه تعداد دنبال کننده هاشون گاهی به هزار نفر هم نمیرسه ولی به آدم بی هنر که فقط بدنش رو جلوی دوربین به نمایش میزاره، میلیون ها نفر دنبال کننده داره.

ترویج :
یکی دیگه از کارهایی که شبکه های تلویزیونی انجام میدن، ترویج دادن چیزی هست که خودشون دوست دارن. برای مثال اگر بخوان یک اعتقاد و عقیده رو در مردم ترویج بدن، هر ز چند گاهی با چهره هایی که خودشون معروف کردن، این عقیده رو به مردم القا میکنن. مثلاً اگر یک شخص آدم معروفی باشه و اتفاقاً در خیریه ها هم خودش رو به خوبی به نمایش گذاشته باشه و یک چهره مردمی و مثبت از خودش نشون داده باشه، میتونه مورد خوبی باشه تا رسانه ها به کمک اون شخص یا شخصیت ها، اون عقیده و نظر خودشون رو به خورد مردم بدن. مثلاً اشخاص معروف و محبوبی که یک دین و مذهب خاص رو دارن. ممکنه اون شخص در زندگی شخصی خودش بدون مذهب باشه ولی رسانه ها در دوره های مختلف بهش پول داده باشن تا خودش رو معتقد به یک عقیده خاص کنه. به این شکل ذهن مردم برای اعتماد به اون مذهب و عقیده جهت میگیره و ناخودآگاه یک تعصب کاذب نسبت به اون دین و عقیده جعلی بهشون دست میده. با تکرار این پروسه یک مذهب و یا عقیده بین انسان ها رواج پیدا میکنه بدون این که بدونن محتوای اون عقیده دقیقاً چیه. و چون چهره محبوبشون چنین عقیده ای داره، دلشون میخواد اونا هم مثل اون چهره و شخصیت عمل کنن.
در اواسط قرن بیستم رسانه ها پر شد از تصاویر و فیلم هایی که شخصیت های محبوب رو در حال سیگار کشیدن نشون میداد. و امروز میبینیم با گذشت نزدیک به ۸۰ تا ۱۰۰ سال هنوز هم سیگار کشیدن بین مردم دنیا رواج داره و سبب آلودگی بخش قابل توجهی از هوای دنیا میشه.


تشویق مخاطبان به دوست داشتن افراد بی سواد و تبلیغاتی و محصولات متوسط مانند کیم کارداشیان که همیشه در صدر اخبار هنری نامش مطرح میشود، بدون آنکه کمترین هنری در وجود این شخص باشد.

رسانه ها در تلاش هستند که به مخاطبان القا کنند که احمق بودن، بی پروا بی ادبانه و بی ملاحظگی بسیار هم مطلوب و دوست داشتنی است. به همین دلیل است که سریال های تلوزیونی، فیلم ها، شبکه های اجتماعی و خبر های متعددی در طول روز درباره این اشخاص و موضوعات پخش می شود. در واقع تنها هدف رسانه ها از این کار خلق هنر و بدیع سازی نیست، بلکه در بسیاری از موارد تنها هدف رسانه ها، منحرف کردن اذهان عمومی است.

در خیلی از برنامه های استعداد یابی دقیقاً شخصیت هایی را پروموت میکنند که خودشان کمترین هنری ندارند. برای مثال کیتی پری که خودش در کنسرت هایش به صورت پلی بک کنسرت اجرا میکند، به عنوان داور برنامه های استعداد یابی انتخاب میشود. چرا ؟ تا بتوانند در مواقع ضروری مثل رأی دادن به یک نامزد انتخاباتی، این هنرمند نما، رأی نامزد های مورد نظر رسانه ها را به طرفدارانش القا کند.

این مجموعه مقاله هم به پایان رسید. امیدوارم تونسته باشم تا حدودی شما رو روشن کرده باشم و امیدوارم به جای تماشای تلوزیون به سراغ مطالعه برید و به تحقیقات علمی بپردازید…

0
برچسب ها :
نویسنده مطلب حسین رحیمی

دیدگاه شما

بدون دیدگاه